من آمده ام جام بگيرم بروم از بهرتو آرام بگيرم بروم اي دوست اگركه رخصت بدهي ازبانك لبت وام بگيرم بروم سپهريان فر 17/11/80
ألا مردم چرادين ميفروشيد؟ ركوع وسجده ،آيين مي فروشيد خدا داند كه در بازار غيرت خدارا پشت ويترين مي فرو شيد سپهريان فر10:/10/80
من معتقدهستم خدادربين ماهانيست دربين اين تك واژه هاي خسته پيدانيست وقتي شرارت، مرگ ميبارد براين شهر يك جوعمل درزيرسقف خانه پيدانيست ديشب براين دشت عطش ابري نباريد وقتي زراعت خشك شد؛ تقصير بابا نيست يارب چرا قهراست باما آسمان و ابر بي شك درون زندگي ذكرخدايا نيست وقتي كه درشطرنج عشق،ما مات هستيم جاي رخ دلبر ،وزير عشق ،اينجا نيست وقتي كه عشق هاهمه مكرو فريب است مجنون دل در پيشتان در پيش ليلا نيست وقتي عصا از پير پينه دوز مي دزدنند مي فهمم اينجا نان جو ياعدل مولي نيست مردم به سلمان! بلكه برمقداد سوگند يوم الجزا با اين گناهان شمرتنهانيست وقتي پدر ازگندم جنت شود مست تقصير شيطان ازل، تقصيرحوا نيست طفلي براي قلكي شب رانخته است ايمان فقط يك مَن ركوع وسجده تنها نيست موساي مادق كرد مردم بس كه گفته است ايمان فقط دردل بود درطور سينا نيست مردم بدانيد هاعلي ازغصه دق كرد وقتي كه در پيش يتيمي نان وخرما نيست فكري براي حشر برداريم مردم ! من مطمئن هستم كه دنيا جاي ماها نيست حرفم همين بود كه خدا دربين ماها نيست دربين اين تك واژه هاي خسته پيدا نيست شعر از :مصطفي سپهريان فر تاريخ سرايش 3/2/1380
|
About
به وبلاگ من خوش آمدید Archivesشهريور 1391AuthorsسپهریLinks
ساعت رومیزی ایینه ای
LinkDump
حمل و ترخیص خرده بار از چین |